دلنوشته(49)

خرید بک لینک
عکستهمیشه با دیدن این عکس دلم شدیدا میلرزه... دقیقادوتا چیزی ک بهشون حساسم کنار همن تو این عکسفک کنم مال شب قدره ک مشهد بودی... یادم نیست دقیق... فقط میدونم اولین بار ک دیدمش دلم هررری ریخت پایین... الهی من فدای چشای ناراحتت... چند شب پیش دوباره خوابتو دیدم... همون موقع ک خواب دیدم سرمو میبرن... تو خواب بعدی تو بودیبعدا یادم افتادولی اصلا یادم نیست چی بود... خیلی سعی کردم یادم بیاد ولی نشدتو خواب کلی باهات حرف زده بودم... :)پ ن:فک نکن فقط خودت میتونی بری مشهد... منم میرم عکسامو میذارم... حالا میبینی :) دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 204 تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 9:24



برف میبارید!

«خدا» در آسمان

ابرها..

و «مادر» در خانه

سیبزمینیها را

رنده میکرد!



پ ن:هوای ما برفی و سرده...

دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: عشق النساء 33,عشق وجزاء الحلقة 33,عشق النسا 33, نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 9:24

دردسرچند شبه میای خوابم مهدی... زیاد یادم نمیمونه خواب هامو... فقط میدونم توهم هستی... دیشب خواب دیدم نشستم روبروی اینه تو از پشت سرم ایستاده بودی داشتی موهامو شونه میکردی... وقتی کاملا صاف شد نمیدونم از کجا قیچی برداشتی شروع کردی موهامو از سر شونم قیچی کردی.... یهو گفتم چکار داری میکنی مهدی؟؟ گفتی فاطمه موهات خیلی موخوره گرفته بذار برات کوتاهش کنم موخوره هاش بریزه... و شروع کردی ب کات کردن موهام... دقیقا از سر شونه هام کوتاهشون کردی... اینقدر گریه کردم ک نگو... موهامو گرفته بودم دستم میگفتم چرا بی اجازه قیچی زدی توش... ولی اگه تو واقعیت همچین کاری کنی هیچی بهت نمیگم... چون میدونم اگه واقعا پیشم باشی راضی نیستی ی سانت حتی از موهام کوتاه بشه... چ برسه تا سر شونه هام! دیروز و پریروز نامردی دیدم... نمیدونم... شاید ب قول ی نفر انتظاراتم از دیگران زیاده... ولی بی معرفتی کردن... سه شنبه ک دختره هم گروهیم ک اراکی بود راضی نشد برا سه شنبه ی هفته بعد قسمت ارائه شو باهام عوض کنه ک من سه شنبه نیستم مشکل دار نشم... اولش قبول کرده بودها! ولی بعدش زد زیر حرفش... استاد بجام اون قسمتو میگه و من دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 9:24

11:11به یادتم... نمیدونم توهم ب یادمی یا نه... دوستت دارم خیلی...یه شب که سردم بودبه مادرم گفتمهوا که سرد میشهیاد تو می افتم... طفلی دلش لرزیددلش دوباره شکستتو زل تابستونتو کوچه برف نشست... تو کوچه برف نشستمسافرا شعرنتو برف و بارونیقطار قلب منهچشم تو پنجره هاشپنجره ها بستنمسافرا خستنببار تا دم صبحبه فکر هیچی نباش... دونه به دونه غمیغصه به غصه شبمکاشکی یه روز صبح شهکاش فقط ای کاشکاش فقط ای کاش.... بگو شب بخوابهمن بیدارممن شبوزنده نگه میدارم... محسن چاووشی-قطار دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 156 تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 9:24



سرزده باش!

مثل برفی در اول آذر؛

ذوق مرگم کن با آمدنت...



دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: عشق النساء 34,عشق وجزاء الحلقة 34,عشق الاسود 34, نویسنده: بازدید: 134 تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 9:24

00:00_عمقش زیاد بود...اما زمانش کمحسرت بو کشیدنِ موهایِ بارون خوردت موند تو دلم.+هنوز همه ی چتامونو دارمسرِ همون ساعتی که هر شب پیام میدادی(22:30)مثل معتادی میشم که مواد بهش نرسیده،کلافس، دست و دلش میلرزه....میرم تو اتاقموسیقیِ مورد علاقتو پِلی میکنم(رستاااااک)هی تکرار میشهشروع میکنم از اون بالایِ بالا خوندن حرفاموناز اونجایی که با فعل جمع حرف میزدیماز اونجایی که با اسمِ فامیلی همدیگه رو صدا میکردیممیام پایینیکم لحنمون خودمونی تر شدهمیام پایینتایم حرف زدنمون بیشتر شدهمیام پایینتوی همه ی ساعتای روز از هم خبر میگیریممیام پاییناز قیافه ی جمله معلومه با کلی خجالت به آخر حرفامون یه عزیزم اضافه کردیممیام پایینشروعِ شعر و حرفایی که داره حالمونو لو میدهمیام پایین...._چرا ساکت شدی؟؟لو میدیم دلمون رفته واسه هممیگم مطمئنی؟میگی مطمئنممیگم ببینیم همدیگه روسرِ ساعت چهار و بیست دقیقههمون جایی که اولین بار دیدیم همو(پارک پیروزی) .+اما اون قرار فرق داشتروم نمیشد نگات کنمدستام یخ کرده بود_دستتو گرفتمگفتم آروم باشنمیخواد هیچی بگیمن دارم با چشمات حرف میزنم.+میام دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: عشق النساء 35,عشق وجزاء الحلقة 35,عشق النساء حلقة 35, نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 9:24

اومدی... فک کنم کربلا بودی مهدی من... انلاین شدی... اومدی تلگرام... همه بدنم میلرزه اصنی عکس نمیذاری تلگرامت؟؟ ببینم چ شکلی شدی... دیروز ک اخبار گفت اتوبوس منفجر کردن تو کربلا کلی دلم لرزید برات... هی ب خودم دلداری دادم گفتم مهدی نرفته... خداروشکر ک سالمینگرانت شدمخدا کنه مریض نشده باشیبیشتر اشناهای ما مریض شدن برگشتن...برات دعا میکنم عزیزمبرات دعا میکنم دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 9:24

الهی من قربونت بشم

فدای چشمات

فدای حالت

عزیزدلم

انلاینی

الهی من قربونت برم

....


چقد دلم برات تنگ شده بود همه کسم

چقد دلم برا این صفحه تنگ بود

الهی من فدات بشم

دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 9:24

95/9/5


امروز اومدی! چ روز قشنگی...

تو ذهنم میمونه امروز

خدایا شکرت ک سالمه

خدایا شکرت

9595

دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 9:24

مثل مادرم که قهر میکند با من ،با تو قهر میکنممیبینمت...اخم میکنمرد که میشویبرای سلامتی ات صدقه میدهممیبینمت...و با تمام مهارتم در بازیگریبی تفاوت میشومدر دلم قربان قدم هایت میروممثل مادرم که قهر میکند... دلنوشته(49)...

ما را در سایت دلنوشته(49) دنبال می‌کنید

برچسب: عشق النساء 36,عشق وجزاء الحلقة 36,عشق وجزاء 36, نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 9:24

صفحه بندی